|
ماه من مینویسم...
|
غروب و دلتنگی هاش ... حس دلتنگی دارم... دلــــــــــــــــــــتنگم خیـــــــــــــــــــــــلی سال نو مبارک سلام به دوستان خوب و صمیمی که از ته دل دوستتون دارم و از همگی تشکر میکنم که با نظرات خوب و دلگرم کننده تون هیچ وقت تنهام نذاشتید و تشکر میکنم از نسرین جون(شب نوشته های یک مادر) که همیشه با حرفهای خوب و دعاهاش کمکم کرده . و دعا میکنم که توی لحظه لحظه ی زندگیتون شاد و سلامت باشید و سال نو سالی همراه با موفقیت،سلامتی ،شادی باشه براتون .بهترینها رو براتون آرزو دارم.
تا میخوام فراموش کنم دوباره پیداشون میشه و اعصابمو بهم میریزن من که ازشون نمیگذرم ،خدایا خودت جوابشونو بده هر جور که خودت میدونی.این همه بدی در حقم کردن و هیچی نگفتم ،احترام گذاشتم ولی فک میکنن من هیچی نمیدونم و وظیفه ی من میدونن .آخه من به خاطر خدا این کارارو کردم.ولی دیگه خسته شدم راحتم بذارید ،بذارید به درد خودم بمیرم.
دل من یاد دریا می کند گاهی التماس دعا دارم ... [ سه شنبه 4 بهمن ماه سال 1390 ] [ 11:00 PM ] [ من ]
وقتی وجود خدا باورت بشه ،خدا یه نقطه میزاره زیر باورت و ” یاورت” میشه ... [ شنبه 17 دی ماه سال 1390 ] [ 11:53 PM ] [ من ]
وقتی به پشت سرم نگاه میکنم و دفتر خاطرات ذهنمو مرور میکنم دلم میگیره از این که جوونی ام چقدر با غم و تنهایی سپری شد.چه روزای سختیو پشت سر گذاشتم .چه نامردی که در حقم نکردن. زندگیمو باید ادامه میدادم و از اول شروع میکردم.اما این دفعه، تنهای تنها...هر چند مامانم پشتم بودو بهم دلگرمی میداد . صبور شدمو مبارزه کردم.. زندگی یعنی مبارزه... دووم آوردم یعنی باید دووم میاوردم و رو پای خودم وامیستادم و زندگیو تنهایی به دوش میکشیدم حداقل به خاطر امانتی که پیشم گذاشته بود.باید مواظبش میشدم وجای خالیشو براش پر میکردم که یه وقت احساس کمبود نکنه. باید امانتدار خوبی میشدم به خاطر عشقی که بهم داشت و عاشقش بودم. یه قسمت از گذشته که یادم میافته ،خاطرات خوبش شادم میکنه اما قسمت دیگه اش کاملا برعکسه.حالم بد میشه وقتی یادم میافته... همش میخواستم که این روزا زود بگذره و روزگار اون روی خوششو بهم نشون بده بعد این همه سختی... همیشه به خودم میگفتم این روزام میگذره ناراحت نباش... وگذشت... خوشحالم که سختیها رو پشت سر گذاشتم . خدایا ممنونتم... دوستت دارم که تو بدترین شرایط تنهام نذاشتی . [ چهارشنبه 2 آذر ماه سال 1390 ] [ 00:09 AM ] [ من ]
نازد به خودش خدا که حیدر دارد دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله صد بار اگر کعبه ترک بردارد عیدغدیر خم مبارک
[ دوشنبه 23 آبان ماه سال 1390 ] [ 11:09 PM ] [ من ]
تو لحظه ای که خوشی خدارو از یاد نبر تا خدا موقعی که گرفتاری ،تو رو از یاد نبره... چتر حمایت او را احساس می کنی……………….. .زمانی که خواهر توست….. شاید یاد اوری روزها و لحظه های خوش گذشته بتواند درد بی تو بودنم را التیام دهد...
دلم تنگ شده است برای... قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین دستم را به طرفت دراز کرده ام در حالی که همه از کنارم رفته و رهایم کرده اند... دیدم دلم گرفته هوای گریه دارم تو این غروب سنگین دور از رفیق و یارم دیدم دلم گرقته دنیا به این شلوغی این همه آدم اما من کسی رو ندارم دیدم غروبه اما نه مثل هر غروبی پهنای آسمونو هرگز ندیده بودم از غم به این شلوغی دیدم که جاده خسته س از اینکه عمری بسته س اونم تموم حرفاش یا از هجوم بارون یا از پلی شکسته س اونم تموم راههاش یا انتها نداره یا در میونه بسته س من و غروب و جاده رفتیم تا بی نهایت از دست دوری راه یکی نداشت شکایت گم شدیم از غریبی من و غروب جاده از بس هوا گرفته از بس که غم زیادهپر از غبار غم بود هر جا نگاه می کردی کی داشت خبر که یک روز میری که بر نگردی [ دوشنبه 24 مرداد ماه سال 1390 ] [ 00:22 AM ] [ من ]
![]() سخت است هنگام وداع آنگاه که در می یابی چشمانی که در حال عبور است پاره ای از وجود تو را نیز با خود خواهد برد. [ یکشنبه 16 مرداد ماه سال 1390 ] [ 1:35 PM ] [ من ]
دلم خیلی شکسته از بعضی ها.اصلا نفرت پیدا کردم ازشون.تقاس کارایی رو که در حقم کردن ،دارن پس میدن ولی نمی خوان قبول کنن.منکرش میشن. میگن خدا جای حق نشسته،واقعا راسته... حلالشون نکردم و نمیکنم و از خدا خواستم که خودش جوابشونو بده. یه مسافرت ۱۸ روزه حسابی خوش گذشت... دیروز صبح از مسافرت برگشتم. خدایا دل مرا آنقدر صاف بگردان تا قبل از پایین آمدن دستم دعایم مستجاب گردد . . . [ یکشنبه 29 خرداد ماه سال 1390 ] [ 01:04 AM ] [ من ]
سلام به دوستای گلم که همیشه به یادم بودن و بهم سر زدن و با نظرات خوبشون تنهام نذاشتن.از همتون تشکر میکنم. این روزها به وبلاگ بعضی از دوستان که سر میزنم بیشترشون حذف شده ،خیلی ناراحت شدم.به هر حال امیدوارم هر جای ایران زمین که هستید شاد باشید. برای دوستای خوبم آرزوی سعادت و خوشبختی دارم. امروزچهاردهم اردیبهشت،تولد دختر گلم هستش. زندگی من ،عزیز مامان دوستت دارم و میبوسمت.
***دختر گلم تولدت مبارک***
[ چهارشنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1390 ] [ 10:50 PM ] [ من ]
خیلی دلم گرفته از تنهایی ها... کجایی تا ببینی با رفتنت چه به روز دلم آوردی کجایی تا ببینی دیگه کسی نیست تا اشکهامو پاک کنه کجایی تا ببینی از موقعی که رفتی خنده ای از ته دلم نکردم کجایی تا ببینی کسی نیست نوازشم کنه ودست رو موهام بکشه کجایی تا ببینی که با رفتنت حس زندگی رو ازم گرفتی آخه چه وقت رفتنت بود کاش می بردی منو با خودت،تا واسه همیشه پیشت بمونم خدایا دیگه خسته شدم ،کم کن این فاصله ی جدایی رو
دیگه خسته شدم خدای من تنهایی رو واسه خودت ساختی نا شکری نمیکنم من طاقتشو ندارم دیگه طاقتم تموم شده خدا جونم
[ چهارشنبه 24 فروردین ماه سال 1390 ] [ 10:06 PM ] [ من ]
یادم باشد حرفی نزنم که کسی را به ناحق از خود برنجانم ، نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد و خطی ننویسم که به نا حق آزار دهد کسی را یادم باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم و از آسمان درسِ پـاک زیستن یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ... یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان یادم باشد زندگی را دوست دارم یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم یادم باشد زمان بهترین استاد است یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم یادم باشد با کسی آنقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود یادم باشد قلب کسی را نشکنم یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم یادم باشد امید کسی را از او نگیرم ، شاید این تنها چیزیست که او دارد یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست یادم باشد که ادمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات بر گرفته از اینترنت سلام به دوستای وبلاگی عزیزم سال نو رو به همتون تبریک میگم و سعادت و خوشبختی شما عزیزان را در سال نو از خداوند متعال خواهانم. البته شرمنده از اینکه دیر آپ کردم. و تشکر میکنم از همه ی دوستانی که همیشه به من محبت داشتن و با نظرات خوبشون تنهام نذاشتن. ستاره ی بختتان بالا سپیده صبحتان تابناک سایه ی عمرتان بلند ساز زندگیتان کوک سرزمین دلتان سبز سال نو مبارک [ دوشنبه 8 فروردین ماه سال 1390 ] [ 01:34 AM ] [ من ]
تو یادگار من بودی افسوس که نیستی تو پیشم اینو بهت گفته بودم تو یادگار من بودی افسوس که نیستی تو پیشم اینو بهت گفته بودم نباشی دیوونه میشم زود رفتی گلم
رفتی داغت موند رو دلم حیف بودی گلم رفتی دردامو به به کی بگم زود رفتی گلم رفتی داغت موند رو دلم حیف بودی گلم رفتی دردامو به به کی بگم تو یادگار من بودی افسوس که نیستی تو پیشم اینو بهت گفته بودم نباشی دیوونه میشم زود رفتی گلم رفتی داغت موند رو دلم حیف بودی گلم رفتی دردامو به کی بگم زود رفتی گلم رفتی داغت موند رو دلم حیف بودی گلم رفتی دردامو به کی بگم [ چهارشنبه 11 اسفند ماه سال 1389 ] [ 10:10 PM ] [ من ]
اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک ترمیشوم.
این زندگی من است
[ شنبه 30 بهمن ماه سال 1389 ] [ 01:44 AM ] [ من ]
زیاد عمر کردن مهم نیست ،مهم خوب بودن و خوب زندگی کردنه. زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته بجا ست خرم آن نغمه که مردم بسپارندبیاد. [ سه شنبه 19 بهمن ماه سال 1389 ] [ 5:53 PM ] [ من ]
سلام به دوستان(وبلاگی)عزیزم دماغ سوخته شنیدین؟؟؟ دماغ منم سوخته.البته اینی که دارم میگم نوعش فرق میکنه آ آ آ دیروز ظهر رفتم آشپز خونه یه ناهار خوشمزه درست کنم .خورشت رو آماده کردم، برنج رو هم آبکش کردم و گذاشتمش تو دم .شروع کردم به درست کردن سالاد.یه دفعه یه بوی سوختگی احساس کردم.بوی دماغ سوخته نبودا !!!! چشمتون روز بد نبینه رفتم سر قابلمه ی برنج ،در قابلمه رو برداشتم و سرمو بردم جلوکه بو کنم، که بخار قابلمه زد و دماغمو سوزوند. آخ که چقدر دماغم داشت میسوخت... البته نا گفته نمونه آشپزیم حرف نداره .وقتی من آشپزی میکنم واسه کسی انگشت نمی مونه. [ شنبه 16 بهمن ماه سال 1389 ] [ 10:35 PM ] [ من ]
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخم هارا کم کنی آه باران من سراپای وجودم آتش است پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی [ جمعه 1 بهمن ماه سال 1389 ] [ 8:42 PM ] [ من ]
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن رابرایت تکرار کند و تو از رسم محبت بیاموزی. عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است. عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفنا ک ترین حالت شکسته شده . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آنها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی. عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه نا تمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را باجدایی به سر انجام رسانی. عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد. عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه به فرامو شی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است. عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است. بر گرفته از اینترنت [ چهارشنبه 22 دی ماه سال 1389 ] [ 11:26 PM ] [ من ]
[ شنبه 11 دی ماه سال 1389 ] [ 8:54 PM ] [ من ]
زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه هاست ریشه هم هرگز اسیر باد نیست زندگی چون پیچک است انتحایش می رسد پیش خدا وقتی دلتنگی وقتی دلت میگیره وقتی دلت پره حرفه وکسی رو واسه درد دل کردن پیدا نمیکنی وقتی هیچ محرمی واسه حرف دلت نیست وقتی حرفی تو دلت هست که نمی تونی به هیچ کس بزنی ،حتی به نزدیکترین شخص که تو زندگیته وقتی از همه جا و همه کس نا امید میشی وقتی کسی نیست که دستتو بگیره و بلندت کنه فراموش نکن فراموش نکن، کسی هست که همیشه آماده ی شنیدنه حرفاته. کسی که تو مهربونی ،هیچ کس به مهربونییه اون نمی رسه. کسی که از پدر و مادر هم ،مهربون تر ودلسوزتره. کسی که وقتی دست یاری به طرفش دراز میکنی ،دست رد به سینت نمی زنه. کسی که میتونی بهش اعتماد کنی وحرفاتو راحت بهش بزنی . فراموش نکن که او کسی نیست ،جز خدا. خداوند سه جور به دعاهای ما پاسخ می دهد: God answers our prayers in three weys
می گوید آری و همان را می دهد. He says yes and then he gives you just that می گوید نه و بهتر از آن را می دهد. He says no and then he gives better than thatمی گوید صبر کن و بهترین را می دهد. He tells you to have patience and then he gives you the best در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی هر کس آزار من زار پسندید ولی نپسندید دل زار من آزار کسی آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی سودش این بس که بهیچش بفروشند چو من هر که با قیمت جان بود خریدار کسی سود بازار محبت همه آه سرد است تا نکوشید پی گرمی بازار کسی من به بیداری از این خواب چه سنجم که بود بخت خوابیدهٔ کس دولت بیدار کسی غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید کس مبادا چو من زار گرفتار کسی تا شدم خوار تو رشگم به عزیزان آید بارالها که عزیزی نشود خوار کسی آن که خاطر هوس عشق و وفا دارد از او به هوس هر دو سه روزیست هوادار کسی لطف حق یار کسی باد که در دورهٔ ما نشود یار کسی تا نشود بار کسی گر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گل شکر ایزد که نبودیم به پا خار کسی شهریارا سر من زیر پی کاخ ستم به که بر سر فتدم سایه دیوار کسی استادشهریار السلام علیک یا ابا عبدا لله الحسین سلام به دوستای خوب و صمیمی ایام سوگواری سالار شهیدان و سرور آزادگان جهان امام حسین (ع) رو تسلیت عرض میکنم. این عکس یکی از کارای خودمه.(طراحی سیاه قلم) هرچند ما گنهکاریم حسین
امید به کسی جزتو نداریم حسین
عمری است که از خون و پیام و هدفت در سنگر اشک پاسداریم حسین حرف هاو درد دلها انقدر زیاده که نه با گفتن تموم میشه نه با نوشتن. بعضی زخمها توی زندگی آدمها هست که با هیچ مرهمی خوب نمیشه و التیام پیدا نمیکنه.این زخمها انقدر عمیق هست که توی وجود آدم ریشه میکنه و به مرور زمان از پا میندازه. مرگ عزیزان یکی از اون زخمهایی هست که هیچ وقت خوب نمیشه و ریشه ی دل آدمو تا آخر عمر میسوزونه . مرگ تنها چیزیه که علاج و درمونی براش نیست. به تقدیرو سر نوشت اعتقاد دارم به امتحان الهی هم اعتقاد دارم و نا شکری هم نمیکنم ولی آخه خدا ... چرا هر چی آدم خوب باید زود از این دنیا بره؟ چرا ... چرا ...
ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه
اونی که غم نداشته باشه آدم نمی شه
ماه من غصه نخوردنیا روبسپار به خدا هردومون دعاکنیم تو هم جدا منم جدا
ماه من غصه نخورزندگی جزر و مد داره
دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره ماه من غصه نخورگریه پناه آدماس
تر و تازه موندن گل مال اشک شبنماس
ماه من غصه نخورخیلیا تنهان مثه تو
خیلیا با زخمای عاشقی آشنان مثه تو
زندگی مثل مرداب است شاید زیبا نباشد ولی میتوان درآن نیلوفر زیبایی را پیدا کرد.
دلگیرم از تمام الفبای بی کسی به خصوص این پنج حرف :ف ا ص ل ه. بعضی آدما توی زندگی خیلی انرژی و روحیه به آدم میدن.مثه یه کوه پشتش می ایستن میشن یه تکیه گاه توی اون موقعی که واقعا بهشون احتیاج داریم .توی اون شرایط سخته که میشه ادمای دور و برو با چهره ی واقعی شون دید و شناختشون.
مادرم بهترین تکیه گاه من آموخته ام… با پول می شود: خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه. آموخته ام … مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم. آموخته ام … همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم. آموخته ام … خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم. آموخته ام … تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند. آموخته ام … چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد. آموخته ام … این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان. آموخته ام … زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم. آموخته ام … هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم. آموخته ام … لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد. برگرفته از اینترنت... |
|